مهربان است دل مادر
به تمنای دو دستش
چشمها می بندم و رخم بر گذر باد
که شاید بکشد دست به گونه
فرصت اگر بگذارد.....
گاهی وقتها اصل پذیرش به خودی خود می تواند باعث آرامش و سکون و حل بسیاری از مشکلات گردد . بعنوان مثال اگر فردی دارای مشکلی است که به هیچ وجه قابل مرتفع شدن نیست ( مثل شکل ظاهری یا مشکل زنتیکی و ...) بهتر است که هرچه سریعتر این موضوع را بپذیرد و با آن کنار بیاید،چون عمر کوتاه آدمی ارزش آن را ندارد که در غم و اندوه بیهوده سپری گردد.
به قول سقراط: " فقط نهایت جهل یا نهایت هوشمندی در مقابل تغییر می تواند مقاومت کند"
لحظات منطقی زندگی من در کلاس ریاضی سپری شد...
آنجا که قلبهای وارونه درهم ضرب و تقسیم می شوند...
آنجا که می خواندیم:
قضیه: ( خطوط موازی هیچگاه بهم نمیرسند )
... و هیچ کوهی از ریاضی استوارتر نیست...
خط موازی زندگی من !!!
تو به دنیای بیرون از کلاس من خیانت کردی !!
از آن روز...
من به انتقام می اندیشم...
و تو خوشحال از اینکه ...
قضیه: ( خطوط موازی هیچگاه بهم نمیرسند ) !!
وقتی بخوای فقط برای <خودت> باشی،تنها باشی،
وقتی بخوای فقط با صفرها باشی،
عمر تو مثل یک خط منحنی، روی خودت دور میزنه،
مثل صفر،باز از آخر میرسی به اول! می مونی،میگندی،
مثل مرداب،مثل حوض،بسته می شی،مثل دایره
مثل ‹‹صفر››!
اما اگر جلو ‹‹یک›› بنشینی..؟
اگر بخوای فقط برای ‹‹یک›› باشی،
از پوچی و از تنهایی دربیای،همنشین‹‹یک›› بشی..؟!
باید برای دیگران زندگی کنی....
از باغ می برند تا چراغانی ات کنند * تا کاج جشنهای زمستانی ات کنند
پر کرده اند صبح تو را ابرهای تار * تنها به این بهانه که بارانی ات کنند
روزی شبیه چشمه به مرداب می برند * روزی به نام پنجره زندانی ات کنند
یک نقطه بیش فرق رجیم تا رحیم نیست * هر لحظه ممکن است که شیطانی ات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست * گاهی برای این است که قربانی ات کنند
|
درباره خودم
پیوندهای روزانه
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
صفحه ی مشخصات
خانگی سازی
ذخیره کردن صفحه
اضافه به علاقه مندیها
نوشته های پیشین
لوگوی دوستان
![]() ![]() لینک دوستان
آمار وبلاگ
بازدید امروز :1
بازدید دیروز :9 مجموع بازدیدها : 4842 خبر نامه
جستجو در وبلاگ
|